تبلیغات
دفترچه ای دیجیتالی برای ثبت روزمرگی های آقای س.ر - هنجار شکنی تو روز تاریک...

هنجار شکنی تو روز تاریک...

نویسنده :ســ . ـــر
تاریخ:جمعه 25 بهمن 1392-12:37 ب.ظ

سلام

ردیفین؟؟ عاقا شمام تا حالا هنجار شکنی کردین؟؟؟

مثلن من همیشه دوس داشتم یه کتاب بنویسم که مث بقیه کتابا نباشه....

کسل کننده نباشه... هر صفحش یه خلاقیتی داشته باشه...

چرا همه کتابا فقط نوشته دارن؟؟؟

یا مثلن توش پر عکس و نقاشیایی بود که به بهتر متوجه شدن کسی که میخونه کمک میکرد...

یا اصلن تو یه قالب وبلاگ بود یه صفحش...

کتابی بود که نمیدونستی صفحه بعدی چه خبره...

و کلی ذوق و شوق داشتی که این صفحه تموم شه و بری صفحه بعد...

کلیم ناراحت میشدی که چرا تموم شد...

بعد دیدم کتابا چقدر شبیه زندگیه ما آدمان...

فعلن...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Where is the Achilles heel?
دوشنبه 16 مرداد 1396 01:27 ق.ظ
Excellent blog right here! Also your web site lots up fast!
What web host are you the usage of? Can I am getting your associate hyperlink for your host?
I wish my website loaded up as fast as yours lol
How do you treat Achilles tendonitis?
یکشنبه 15 مرداد 1396 11:27 ق.ظ
When I initially left a comment I appear to have clicked the -Notify me when new comments are added- checkbox
and now every time a comment is added I receive 4 emails with
the same comment. Is there a means you can remove me from that service?
Many thanks!
kejoluga.mihanblog.com
یکشنبه 11 تیر 1396 05:34 ق.ظ
It is not my first time to visit this site, i am browsing
this site dailly and take good data from here every day.
brandy8adams9.exteen.com
سه شنبه 6 تیر 1396 09:55 ق.ظ
What's up, just wanted to tell you, I liked this post.
It was helpful. Keep on posting!
BHW
جمعه 18 فروردین 1396 09:14 ب.ظ
This article is genuinely a pleasant one it helps new net viewers, who are wishing in favor of blogging.
ــــــیّدبانو
یکشنبه 25 اسفند 1392 09:46 ب.ظ
ینی منظورم این بود ک ما ک نظرتو نمیخایم خودتو میخایم
پاسخ ســ . ـــر :
ــــــیّدبانو
شنبه 24 اسفند 1392 07:15 ب.ظ
وا مگه ما کشده مرده نظریم؟؟؟!!! بیای کافیه
من خودم با حس شماره 6 و 7 پی میبرم اومدی
پاسخ ســ . ـــر : 8
ــــــیّدبانو
پنجشنبه 22 اسفند 1392 09:37 ب.ظ
تسنیم راس میگه. اصن ایده ی خوبی نیس با دس خط خودت کتاب بنویسی سعید خان!!!

بدشم انقد بدم میاد بضی ها هستن مث تو ک تا دعوت نکنی نمیان وب آدم!!!
ینی از نقاشیات خوشم نمیومد آ میرفتم پشت سرمم نگا نمیکردم
پاسخ ســ . ـــر : به جان بچم اصن وقت ندارم باس به فکر پول باشم که خربزه آبـــ ـه... میام بذار یه ذره کارو بارم کم بشه میریزم تو وبلاگاتون نظر پشت نظر
افسون
شنبه 10 اسفند 1392 10:34 ق.ظ
سلام
آپم بیای خوشحال میشم
دریا
چهارشنبه 7 اسفند 1392 03:55 ب.ظ
تو الان بیشتر از ده روز هست آپ نکردی...
فکر کنم داری به حرفم میرسی...
تو که وبلاگم نمیومدی بیا تو سایت جدیدم اونجا دیگه خیلی از حرفام رو می نویسم...اینم آدرسش:
toodahani.ir
پاسخ ســ . ـــر : نه یه سری مشکلات داشتم به کوری چشمت دوباره آپ میکنم
افسون
چهارشنبه 7 اسفند 1392 09:28 ق.ظ
سلام ای بابا اپ نکردی؟؟گفتم الان اینجارو ترکوندی...
چه خبر؟؟
آره واقعا هنجار شکنی کمه تو زندگی هانمون اینطوری که میگی واقعا شبیه میشن...
بده مدالمو دیگه
پاسخ ســ . ـــر :
atrio
دوشنبه 5 اسفند 1392 10:23 ب.ظ
وبلاگتو آپ کن حوصلم سر رفت!:(
پاسخ ســ . ـــر : چشم
*•.¸♥¸.•*غریبه *•.¸♥¸.•*
دوشنبه 5 اسفند 1392 11:39 ق.ظ
سلام داداش به وب منم سربزن خوشحال میشم.
پاسخ ســ . ـــر : اوکی
neda
یکشنبه 4 اسفند 1392 01:27 ب.ظ
هنجار شکنی تو خوب است!
پاسخ ســ . ـــر :
تسنیم
شنبه 26 بهمن 1392 12:08 ب.ظ
سلام برادر ســ.ــر خواستم بگم قبل اینکه کتابتُ به مرحله ی چاپ برسونی یه دوره خطاطی هم ببینی بد نیس
کتابت که ok شد به منم خبرشُ بده
با تچکر
پاسخ ســ . ـــر : چش حتمن... ولی خط و شرمندم مهندسا و دکترا ذاتن بد خطن
افسون
جمعه 25 بهمن 1392 07:16 ب.ظ
راستی اول شدما بالاخره مام زود اومدیم پیشت:)))
پاسخ ســ . ـــر : باس به شما مدال طلا داد
افسون
جمعه 25 بهمن 1392 07:15 ب.ظ
از چه جهت میگی شبیهن؟؟؟
پاسخ ســ . ـــر : اون تیکش شبیه تو فیلما خواستم دیالوگ خفن بگم... کلن منظورم این بود که زندگی کردن هم مثل کتاب نوشتنه تقریبن همشون شبیه همن روزمرگی رو میگم... فقط یه سری اتفاقن که واسه هر کسی فرق دارن ولی هیچ چیز جدیدی پیش نمیاد... صبح...ظهر...شب و دوباره و دوباره... هنجار شکنی تو زندگی خیلی کم اتفاق می افته
افسون
جمعه 25 بهمن 1392 07:13 ب.ظ
سلام آی گفتی واقعا ...
حیف که نیست..
من عاشق چیزای متفاوتم..
کاش یه کتاب متفاوتم داشتیم
اون کتاب داستا بود وقتی بازش میکردی ادماشو اینا می ایستادن..کاش الانم برام یه چیز متفاوتی مثل اون باشه...
سعید می نویسیش؟؟؟
پاسخ ســ . ـــر : کتاب نوشتن تو ایران دردسره ولی دارم یه چیزایی با فتوشاپ اوکی میکنم... شاید نوشتمش...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر